تبليغاتX
زیر باران در پناه تاریکی
زیر باران در پناه تاریکی
بی تو میمیرم میان اشکها و این مردن انتهایی نخواهد داشت
                                                             ترانه سرا: داریوش حاجبی

تو همراه یک روح رویایی عشق
تو با شعر دریایی من رسیدی

از آغوش دریای بی ساحل غم
یه دامان خورشید روشن رسیدی

به یاد آور آواز غمگین شب را
اگر داغ دل دارم از بی نشانی

اگر موج خسته م، اگر قصه پرداز
تو را میپرستم، تو باید بدانی

برای دل من تو از آسمانی
تو را آسمان پاک و زیبا سروده

وجود تو دنیای زیبای من بود
کسی مثل تو صاحب من نبوده

به یاد تو آزادم و زنده هستم
نگاه تو راز نهان دلم شد

تو را با صدایی بلند مینوشتم
دلم بی تو قربانی ِ ماتمم شد

 

ارسال در تاريخ 2009/11/2 توسط داریوش حاجبی
                                                                 ترانه سرا: داریوش حاجبی

من - تو نیستم که بتونم
بشکنم پنجره ها رو

همه شب ببندم از خشم
با طنابی دست و پا رو

من - تو نیستم که بذارم
قفس از وطن بسازن

شب پرستی هاله ی نور
شب پرست از «من» بسازن !

روز میلاد رهایی
با طراوت یه فریاد

گل به دامن پرنده
وطن من میشه آزاد !

من - تو نیستم که بتونم
مرد نیمه مُرده باشم

مثل سایه تو دل شب
دل به مرگ سپرده باشم

من - تو نیستم که نگاهم
سرد و بی تپش ترینه

که بذارم بی گناهی
گوشه ی قفس بشینه

روز میلاد رهایی
با طراوت یه فریاد

گل به دامن پرنده
وطن من میشه آزاد !

من - تو نیستم اهل تفتیش
اهل توطئه وُ دستبند

اهل کشتن ستاره
با نقاب، بدون لبخند

تقدیم به یاران جنبش سبز ایران

ارسال در تاريخ 2009/10/27 توسط داریوش حاجبی
                                                                ترانه سرا: داریوش حاجبی

بی صدا، بی فریاد، دلم
شکست، شکست، شکست

لحظه ای تا امروز، با من
نبود، نبود، کسی

توی خواب میبینم، دستت
گرم ِ با دست من

در پناه یاران، با عشق
سوی من میرسی

هر زمان، هر کجا، با منی با منی
مثل خورشید عشق، روشنی، روشنی
(شاه بیت ترانه)
از هیاهوی واژه ها ـ بریده ای
زیر یک سقف بی کلام ـ نشسته ای

آخرین برگ یک خاطره ـ بنام تو
زیر بار سخت سرنوشت ـ شکسته ای

هر زمان، هر کجا، با منی با منی
مثل خورشید عشق، روشنی، روشنی

با تو از همدردی،
گفتم، گفتم، گفتم
از غم شبگردی،
گفتم، گفتم، گفتم

من که زیبایی تورو،
زیر لب ترانه میکنم

زیر نور یک واژه در ـ
دفترت زنده مونده ام

هر زمان، هر کجا، با منی با منی
مثل خورشید عشق، روشنی، روشنی

ارسال در تاريخ 2009/10/24 توسط داریوش حاجبی

ترانه سرا: داریوش حاجبی

غمم از وحشت  بی تو بودنه
وحشتی که مثل مرگ همصدا س

غربت چشمی که بارونی شده
مثل بال بسته ی پرنده هاس

رفتن من و به یاد نیار، نگو!
اگه رفتم تو نگو که بی وفام

با سکوت مبهمت گفتی به من
که نه من غریبه ام نه آشنام

بودنم نه آینه بود نه قصه ساز
نه در آغوش گل شقایقی

میدونستی که برم با هر نفس
رو تنم زخمه، یه زخم عاشقی

کی ازم تنهاییم و گرفت و رفت
خون دل خوردنم و کی دیده بود؟

کی یه قطره اشک رو گونه هاش نشست؟
واسه دردی که دلم کشیده بود؟

کی به اندازه ی من برای تو
حلقه ی غرور و پاره پاره کرد؟

کی برات شب کویر تشنه رو
با غزل، دریایی از شراره کرد؟

 

ارسال در تاريخ 2009/10/2 توسط داریوش حاجبی

ترانه سرا: داریوش حاجبی

بر فراز مزرعه
حسرتی به قد دریا میبینم
غم توی وجود عشق
اما با تو عشق و «رويا» میبینم

زیر رگبار سکوت
اشک تو نشونی از سقوط ماست
دورترین نقطه منم
توی کاغذی که توش اسم خداست
(شاه بیت ترانه)

دست سرد سرنوشت
سینه ی خونینم و دریده باز
بغض تو شکست و این
توی سینه ام نفس بریده باز

نامه ی قشنگ تو
روبروی چشم اشک آلود من
صبر من لبریز ِ از
بی سرانجامی بال و پر زدن

میون درد و عذاب
جاده های بی مسافر رو ببین
وحشتم تموم میشه
با سفر به مقصد خاک زمین

ارسال در تاريخ 2009/9/29 توسط داریوش حاجبی
                                                             ترانه سرا: داریوش حاجبی

شب من با رفتن تو..............شب سنگین و خموشه

تو نذار تا قصه ی عشق.......شربت مرگ و بنوشه

شب من با بی تو موندن.......شب عصیان و عذابه

دامن عشق و گرفتن...........بی تو، کابوسی توو خوابه

نعره ی آتش دردم...............قصه ای ناگفته مونده

من و هرشب ذره، ذره.........توی تنهایی سوزونده

من که مُردم ، راحتم کن!......یا نگیر از من نفس رو!

تو رها کن از اسارت..............دست این بی همنفس رو

تو نباشی موندن من.............موندنی پر درد و ننگه

اگه باشم توی دنیا................همه جا تاریک و تنگه

شب رفتن تو لرزید................همه بنیاد وجودم

من کی هستم تو نباشی؟....مثل اینکه من نبودم

آسمون آبی شعر................جای پرواز تنت بود

واسه فریاد زدن از دل..........بهترین جا دامنت بود

ارسال در تاريخ 2009/9/26 توسط داریوش حاجبی

ترانه سرا: داریوش حاجبی

ای گریزنده تر از باد.......جز گریز از شب بیداد

              واسه ما راهی نمونده

با صدات من و طلب کن.....راه ناتموم دیروز

             ما رو پیش هم رسونده

با نگاه گرم خورشید......بگذر از وادی بی من

            ای تو شعله ی رمیده

شعله های حسرت تو......آتشی بسته به خرمن

              که امیدی نا امیده

ای پل بین من و عشق......ای تو دمساز با غم من

غوطه ور در یک نگاهی....یه نگاه بی سر و تن

ای فروزنده تر از نور......شب سیاهی که نفس نیس

شعری از دفتر عشقی.....که با غصه همنفس نیس

ارسال در تاريخ 2009/9/21 توسط داریوش حاجبی

ترانه سرا: داریوش حاجبی

ای تو ای یار قدیمی 
ای تو ای شریک دردا م

من هنوز دنبال عشقم
عشق رویاییم و میخوام

غم عاشقی رو خوردن
غم آدمای دنیاس

مرگ امروزی قلبم
توی قصه های فرداس (شاه بیت ترانه)

هر چی بود دیگه تموم شد
دیگه هیچ راهی نمونده

دفتر خاطره هام و 
غم تنهایی سوزونده

خیلی سخته شب و هرشب
غم تنهایی رو خوردن

مثل عاشقی تو قصه
از غم جدایی مردن

خسته از بازی تقدیر 
من یه بازنده ی تنهام

من هنوز دنبال عشقم
عشق رویاییم و میخوام       

همه رفتن و کسی نیست 
تا من و  بیاد بیاره

دست مهربونی هاشو 
روی شونه هام بذاره

راز زنده بودن من 
راز یک قصه ی عشقه

من همونم که تو قصه
قد دنیا غصه داره

خیلی سخته روز و هر روز
تا قیامت خود شکستن      

دل به تصویر قشنگه 
قصه ی عاشقی بستن

مثل یک ستاره تنهام
اما من ستاره نیستم

نفس تازه من کو؟ 
نفس دوباره نیستم 


      

ارسال در تاريخ 2009/9/16 توسط داریوش حاجبی
 

ترانه ندای سهراب تقدیم به مردم ایران

ارسال در تاريخ 2009/9/15 توسط داریوش حاجبی
 

ترانه گل من سیاوش قمیشی

ارسال در تاريخ 2009/9/9 توسط داریوش حاجبی
قالب وبلاگ